شماره تلفن : 09307584802

خانه ژورنال دانشجویان ایران

Iranian Students Article House

ساختارهای حکومتی و حسابداری در شهرداری های بزرگ

 

Governance structures and accounting at large municipalities

DOI: https://doi.org/10.1016/S0278-4254(03)00020-6

May–June 2003

 

Abstract

Either Mayor–Council or Council–Manager forms of governance operate most cities in the US, with a slow trend toward Council–Manager cities. Theoretical modeling suggests that the Council–Manager form should be more efficient, since the city manager has greater incentives to increase financial and accounting performance relative to the mayor as chief executive officer. However, two sets of factors may be more important for municipal comparisons. Since the mid-1980s, regulations of state and local governments have intensified. At the same time, economic conditions improved dramatically. Consequently, these two factors might be more relevant to evaluate the financial and accounting conditions in large cities. The purpose of this paper is to test the significance of governance structure on accounting disclosure levels and financial condition, based on samples of large cities from the early 1980s and the mid-1990s. The findings support the perspective that city manager cities substantially outperform Mayor–Council cities on major dimensions examined in both univariate and multivariate tests. Large municipalities improved on key financial and accounting variables from 1983 to 1996. Council–Manager cities maintained superiority over Mayor–Council cities for accounting disclosure in both periods. Council–Manager cities were significantly better in financial condition in 1983, but the evidence for 1996 was mixed.

Keywords: Governmental accounting, Corporate governance, Government regulation, Disclosure, Financial condition

 

 

ساختارهای حکومتی و حسابداری در شهرداری های بزرگ

 

چکیده

اکثر شهرهای ایالات متحده با روش های شهردار ـ شورا و یا شورا ـ مدیر دولت با حرکتی تدریجی به سمت شهرهای شورا ـ مدیر اداره می شوند. مدلسازی نظری نشان می دهد که روش شورا ـ مدیر کارآمدتر است چون مدیر شهر انگیزه های بیشتری برای افزایش عملکرد مالی و حسابداری نسبت به شهردار به عنوان مدیر اجرایی دارد. به هر حال ، دو عامل بسیار مهم برای مقایسة شهرداری ها مطرح شده است. از اواسط دهة ۱۹۸۰ ، قوانین دولت مرکزی و محلی سخت تر شد. ضمناً شرایط اقتصادی به طور چشمگیری بهبود یافت. از این رو دو عامل مذکور برای ارزیابی شرایط مالی و حسابداری در شهرهای کلان مناسب تر بودند. هدف این مقاله بررسی اهمیت ساختار دولت در زمینة میزان افشای حسابداری و شرایط اقتصادی براساس نمونه هایی از شهرهای بزرگ از اوایل دهة ۱۹۸۰ و اواسط دهة ۱۹۹۰ می باشد. یافته ها این نظریه که شهرهای مدیر شهری در واقع بیش از شهرهای شهردار ـ شورا براساس ابعاد مهم بررسی شده در آزمون های تک متغیری و چند متغیری عمل می نماید ، را تأیید می کنند. شهرداری های بزرگ از ۱۹۸۳ تا ۱۹۹۶ براساس متغیرهای مهم مالی و حسابداری تغییر نموده و پیشرفت کرده اند. شهرهای شورا ـ مدیر برای افشای موارد حسابداری در هر دو دورة زمانی برتر از شهرهای شهردار ـ شورا هستند. شرایط اقتصادی شهرهای شورا ـ مدیر در ۱۹۸۳ بسیار عالی بود ، اما اسناد مربوط به سال ۱۹۹۶ نابسامان بودند.

کلمات کلیدی: حسابداری دولتی، حاکمیت شرکتی، مقررات دولت، افشای، وضعیت مالی

۱٫ مقدمه
اکثر شهرهای آمریکا به روش های شورا ـ مدیر ( ۳/۴۸ % ) و شهردار ـ شورا (MC) (7/43 % ) دولت شهرداری اداره می شوند.در دو دهة اخیر حرکت از روش
شهردار ـ شورا به سمت شورا ـ مدیر (C-M) بوده که به طور متوسط ۶۳ شهر در یک سال از روش C-M استفاده می کرده اند.
این امر نشان می دهد که روش C-M بر طبق دلایل مالی و یا سیاسی از امتیاز بیشتری برخوردار است. ( ممتاز است ) ( ICMA ، ۲۰۰۰ ). آیا شهرهای C-M حقیقتاً براساس نتایج مالی و حسابداری ممتاز و برجسته پایه ریزی شده اند ؟
هدف مقالة فعلی بررسی و مقایسة عملکرد نسبی دولت شرکتی (M-C در مقابل C-M ) مورد استفادة شهرداری های بزرگ است. آزمون های تک متغیری و چند متغیری در طی دو دورة حسابداری ، پایان سال های مالی ۱۹۸۳ و ۱۹۹۶ برگزار شده اند. دورة اول قبل از وضع قوانین سخت فدرال و تأسیس هیئت تدوین استانداردهای حسابداری دولتی (GASB) بود. شرایط اقتصادی شهرهای بزرگ در این دوره نسبتاً نامساعد بود. دورة بعدی یک دهه بعد از تصویب قانون حسابداری ساده و تشکیل GASB بود. شرایط اقتصادی شهرهای بزرگ در این دوره بهبود یافت. دو شاخص عملکردی مورد استفاده برای تجزیه و تحلیل عبارتند از : ۱- میزان افشای حسابداری و ۲- وضعیت مالی بر طبق پیش بینی ها ، شهرهای C-M در هر دو دوره براساس انگیزه های مربوط به مدیریت حرفه ای بیش از شهرهای M-C عمل می کنند.
در مرحلة اول ایوانز و پاتون (۱۹۸۳ ) ، مقالة حسابداری فرضی ارائه نمودند. مبنی بر اینکه مدیریت حسابداری مربوط به C-M افشای حسابداری و مشخصات مالی بهتری را براساس انگیزه های علامت دهی و نظریة نمایندگی ارائه می نماید. همچنین مدارک نظری و عملی برتری قابل ملاحظه ساختار دولت C-M را نشان می دهد. می توان این نوع برتری را براساس داده های دهة ۱۹۸۰ یا ۱۹۹۰ و یا هر دو دهه اثبات نمود. دو دهة ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰دوران رکود اقتصادی و نابسامانی های مالی برای شهرداری ها بود. حسابداری نامساعد و کیفیت حسابرسی و تنش مالی فشار افزایش یافت. در نتیجه ، قوانین حسابداری و حسابرسی رسمیت یافت. قوانین جدید برای چندین سال به اجرا در آمدند و همزمان با آن شرایط اقتصادی به طور اساسی بهبود یافت. بنابراین ، طبق پیش بینی ها اصلاحاتی در نتایج مالی و حسابداری براساس قوانین دقیق تر و ثبات مالی در حکومت محلی به وجود آمد. مشخص نشده که ساختار دولتی تا چه حدی به شرایط مالی و حسابداری و اصلاحات قانونی و اقتصادی در اوایل دهة ۱۹۸۰ بستگی دارد.
ایوانز و پاتون (۱۹۸۳ ، ۱۹۸۷ ) مدرکی دال بر تفاوت های شهرداری در حسابداری بر اساس ساختار دولتی ارائه نمودند. شهرهای C-M به احتمال زیاد دارای گواهی تطبیق (گواهی ابراز لیاقت فعلی ) بودند، چون مدیر شهر ( CM ) یک مدیر حرفه ای بود که انگیزه هایی برای حذف صلاحیت داشت. برتری اساسی حسابداری شهرهای C-M به وسیلة چند تحقیق و با استفاده از داده های شهرداری از ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ تأیید شده بود. برای مثال به تحقیقات کوپلی (۱۹۹۱ ) و گروکس و شیلدز (۱۹۹۳ ) رجوع نمایید.
در طی دو دهة گذشته ، چند شاخص ، تغییرات ساختاری اساسی را در شهرهای آمریکا نشان می دهند. برای مثال ، شهرهای بزرگ در سال ۱۹۹۶ در مقایسه با شهرها در سال ۱۹۸۳ ، از گزارشات مشروط حسابرسی کمتر ، درجه بندی اوراق قرضه بالاتر و گواهیهای بیشتر برخوردارند (مکللاند و گروکس ، ۲۰۰۰ ، صفحة ۲۷۶ ) و علت آن افزایش قوانین حسابداری و مالی و بهبود شرایط اقتصادی می باشد. بنابراین ، اهمیت ساختار دولتی شهرداری در این تحول و دگرگونی مشخص نیست. هدف تحقیق فعلی تجزیه و تحلیل این اختلافات است. مدلسازی نظری براساس دو سناریوی احتمالی پایه ریزی شده :
۱) شهرهای C-M به علت اهمیت مدیریت حرفه ای در تمام ابعاد و بیش از شهرهای M-C عمل می کند ؛ یا ۲) میان دو ساختار دولتی تا اواسط دهة ۱۹۹۰ از نظر نتیجه تفاوتی وجود ندارد. چون ترکیب قوانین و شرایط اقتصادی قوی عوامل مهمی در موفقیت مالی به شمار می روند. فرضیه های ارائه شده در این مقاله نشان می دهند که تغییرات قانونی و شرایط اقتصادی بهبود یافته برای میزان افشای حسابداری و وضعیت مالی ، مطابق با سناریوی دوم تسلط دارد.
آزمایش تجربی ابتدا براساس تجزیه و تحلیل توصیفی و تک متغیری عوامل مهم حسابداری ، حسابرسی و مالی شهرهایی با بیش از ۱۰۰۰۰۰ نفر جمعیت ، با استفاده از یک طرح زوج همتا برای سال های ۱۹۸۳ و ۱۹۹۶ پایه گذاری شده است.
سپس مدل های چند متغیری با استفاده از OLS و رگرسیون منطقی به مقایسة آماری دو ساختار دولت متعلق به هر دو دورة حسابداری پرداختند. مدل نخست میزان افشای شهرها را بررسی می کند. نخستین تجزیه و تحلیل تجربی از گواهی ابراز لیاقت ( CA ) به عنوان معیار میزان افشا استفاده می نماید. ساختار دولتی شرکت به همراه مجموعه ای از متغیرهای کنترل به عنوان یک متغیر مستقل مورد استفاده قرار گرفته است. دومین تجزیه و تحلیل تجربی برای اندازه گیری میزان افشاء از شاخص افشاء استفاده می کند (براساس CA ، نظریة حسابرسی و ۶ مؤسسة بزرگ حسابرسی ). نتایج به دست آمده برتری شهرهای C-M به شهرهای M-C از نظر میزان افشاء در هر دوره را کاملاً تأیید می کنند. مدل دوم با استفاده از تغییر پذیری مالی به بررسی وضعیت مالی می پردازد. (وجوه عمومی صاحبان سهام توسط در آمدهای وجوه عمومی تقسیم می شود ) نتایج برتری شهرهای C-M در سال ۱۹۸۳ را نشان می دهد ولی نتایج ۱۹۹۶ مبهم و نامشخص هستند. در کل نتایج نشان می دهند که ساختار دولتی C-M از نظر ابعاد مهم مالی و حسابداری بر ساختار M-C برتری دارند.
بقیة مقاله به شرح زیر سازماندهی شده است. بخش ۲ اطلاعاتی در مورد سوابق موجود ارائه می نماید و بخش ۳ شامل یک بررسی موضوعی می شود. ایجاد و توسعة مدل در بخش ۳ ارائه شده ، در حالی که بخش ۵ نمونة ارائه شده را به طور مفصل شرح
می دهد. نتایج در بخش ۶ ارائه شده اند و بخش ۷ نتیجه گیری تحقیق است.

۲٫ پیشینه
در بخش ۱-۲ تفاوت های میان ساختارهای جانشینی دولت مانند منافع دریافتی و برگشت حقوق گمرکی آنها مورد بررسی قرار می گیرد و بخش ۲-۲ به بررسی تاریخچة مالی و حسابداری شهرها از سال ۱۹۷۵ زمانی که نیویورک سیتی در شرف انحلال مالی قرار داشت ، می پردازد.
۱-۲ ساختار دولت در شهرداری ها
از نظر تاریخی ، روش M-C دولت در شهرهای ایالات متحده بسیار متداول است. شورای شهر ، شعبة قانونی منتخب شهر محسوب می شود. وظایف اولیه عبارتند از بکارگیری بودجة عملیاتی سالانه ، تصویب آیین نامه ها یا قطعنامه های ضروری ، ارائه سیاست عمومی اساسی و طرح های آتی برای شهر ، و بررسی عملکرد شعبة اجرایی ، شهردار در این سیستم مدیر اجرایی است و معمولاً به عنوان شهردار انتخاب می شود ، گاهی شهردار می تواند عضو شورای شهر باشد که با رأی شورای شهر انتخاب شده است. شهردار شهر را بر مبنای رویدادهای روزمره اداره می کند ( و سطح مسئولیت تغییر پذیر است ) شهردار مسئول تأمین بودجه و اجرای بودجة تصویبی توسط شورا ، استخدام و اخراج رؤسای بخش و ( معمولاً به طور غیر مستقیم ) کارکنان اداری ( ۲۰۰۰ ، ICMA ) می باشد. روش M-C در تصویر ۱ به طور خلاصه مشخص شده است.

تصویر ۱٫ ساختار دولتی شهرداری ، روش شهردار ـ شورا

روش C-M که برگرفته از حرکت اصلاحی در طی قرن بیستم، روش جدیدتری است. استانتون در ایالت ویرجینیا اولین شهری بوده که در سال ۱۹۰۸ از این روش استفاده کرده است. دایتون اوهایو اولین کلان شهری بود که در سال ۱۹۱۴ از روش فوق استفاده کرد.تعمیم به کار گیری ( پذیرش ) مستلزم یک اساسنامه ، یا اجازة آیین نامة محلی یا قوانین دولتی برای این روش دولت است. ( ۲۰۰۰ ، ICMA ).
شورا در این سیستم شعبة قانونی منتخب رأی دهندگان را حفظ می کند. شورای شهر CM را استخدام و به میل خود آن را اداره می نماید. شهر شهردار یا رئیس شورایی دارد که توسط شورا یا رأی دهندگان انتخاب شده است. معمولاً شهردار رئیس شورا بوده و به عنوان رئیس سیاسی شهر وظایفی تشریفاتی بر عهده دارد. شهردار در CM و غیر آن ، یک مدیر اجرایی با مسئولیت های روزمره می باشد. او مسئول تأمین بودجه و استفاده از بودجة تصویب شده توسط شورای شهر و استخدام و اخراج تعمیمات شعبة اجرایی است. علاوه بر این مدیر به عنوان مشاور به شورا در جهت انجام وظایف قانونی شان کمک می کند ( ۲۰۰۰ ، ICMA ) روش C-M در تصویر ۲ به طور خلاصه نشان داده شده است.

تصویر ۲٫ ساختار دولتی شهرداری : روش شورا ـ مدیر

نقش شورای شهر در هر دو ساختار یکسان است و به عنوان عضو قانونی شهرداری عمل می کند. تفاوت اصلی این است که شهردار مدیر اجرایی ارشد (CEO ) در روش M-C محسوب می شود ، در حالیکه در روش C-M مدیر شهر (CM) مدیر اجرایی ارشد (CEO) می باشد. در مورد اول CEO یک سیاستمدار ، ولی در مورد دوم یک مدیر حرفه ای است. در نتیجه ، بر طبق پیش بینی ها ساختار انگیزشی CEO برای ساختار های دولتی کاملاً متفاوت می باشد.

۲-۲ تجزیه و تحلیل مالی و حسابداری شهرداری ـ ۱۹۷۵ تا ۱۹۹۶
حسابداری شهرداری تا هنگام بحران مالی نیویورک سیتی در سال ۱۹۷۵ موضوعی نسبتاً فراموش شده به شمار می رفت ( گروکس ، ۱۹۹۵ ) ورشکستگی نزدیک بزرگترین شهر کشور و بودجه بی اعتبار و روش های حسابداری به بررسی دقیق و تحقیق در مورد منابع مالی شهرداری و جلسات عمومی در کنگره انجامید. در مرحلة اول ، اصول عمومی پذیرفته شده در حسابداری (GAAP) از طریق گزارشگری حسابداری دولتی ، حسابرسی و مالی ( شورای ملی حسابداری دولتی ۱۹۶۸ ) مطرح شدند و حسابرسی های شهرداری در میان دولت های محلی تا حدودی عادی بودند.
شهر نیویورک روشهای حسابداری مبتنی بر شرایط لازم ایالتی را پایه گذاری نمود و حسابرسی نشد. روش های حسابداری از شناخت در آمد تهاجمی استفاده و مخارج را شناسایی کردند ، و بدهی های مهمی مانند تعهدات بازنشستگی را تشخیص ندادند (گروکس و فلوری ، ۱۹۸۰ ، صفحات ۲۵-۲۶٫ برخی از تحقیقات بعدی و جلسات کنگره ای نشان می داد که این مشکلات در شهر نیویورک به شهرت گسترش یافته است. مشکلات اساسی حسابداری عبارت بودند از :
گزارشگری ناقص ملی ، عدم رعایت مقررات توسط GAAP و بسیاری از دولت هایی که حسابرسی نشده بودند. مشکلات اقتصادی در این زمان افزایش یافته و بعضی از شهرها فشار مالی زیادی را متحمل شدند. ( ارنست و وینی ، ۱۹۷۹ ) برای مثال ، کلولند در پرداخت بدهی های اصلی ناتوان بود و برای ایجاد یک سیستم حسابداری معتبر ( مطمئن ) با مشکل مواجه گردید ( گروکس و فلوری ، ۱۹۸۰ ، صفحه ۲۵ ). دو پیامد مهم سقوط نیویورک سیتی عبارتند از : ۱) جلسات کنگره ای که باعث ایجاد شرایط لازم و سخت حسابرسی برای دولت های مرکزی و محلی می شوند. ۲ ) حرفة حسابداری استانداردهای حسابداری بهتر و ساختار بهبودیافته ای را برای تعیین استاندارد ارائه مینماید ( فریمن و شولدرز ، ۱۹۹۹، صفحة ۶۰ ).
در آغاز سال ۱۹۷۹ ، شورای ملی حسابداری دولتی (NCGA ) بیانیه هایی را برای بهبود استانداردهای گزارشگری مالی و ارائه گزارش جامع تر سالانه و تا حدی « کمک کاربر» به تصویب رساند ( گزارش کامل سالانه که گزارش مالی جامع سالانه یا CAFA نامیده
می شود ) GASB در سال ۱۹۸۴ زیر نظر بنیاد حسابداری ملی (FAF ) با ساختاری شبیه به هیأت تدوین استاندارد های حسابداری مالی تأسیس شده بود. GASB براساس چارچوب بیانیه های NCGA طراحی شد و علاوه بر تفسیرها و بولتن های فنی و بیانیه های NCGA طراحی شد و علاوه بر تفسیرها و بولتن های فنی و بیانیه های مفهومی تا پایان سال ۲۰۰۱ ، ۳۸ بیانیة GASB به تصویب رسید. GASB مفهوم GAAP دولتی را معتبرتر و صحیح تر ارائه نموده است فریمن و شولدرز ، ۱۹۹۹ ، صفحات ۱۱ تا ۱۶ ).
دولت فدرال برنامه های بی شماری برای تأمین مالی پروژه ها از طریق دولت های مرکزی و محلی دارد. در نتیجه دولت های محلی سالانه دهها میلیارد دلار از کمک های بلاعوض دولتی را دریافت می کنند. دولت فدرال سعی دارد تا کنترل مالی و قانونی طریقة استفاده از پول را حفظ نماید. در مرحلة اول اصلاحیه های کمک مالی مرکزی و محلی در سال ۱۹۷۹ ( که تسهیم عواید را اصلاح نمودند ) ، دولت های محلی با توجه به حسابرسی مالی به تصویب رسیدند ( گروکس و دان ، ۱۹۸۲ ، صفحات ۴۹-۵۰ ). ( ACF در این شیوه فقط برای دولت هایی به کار می رود که ۲۵۰۰۰ دلار از سپرة بانک های تجاری یا بیشتر دریافت می کنند و هر سه سال یکبار به حسابرسی نیاز دارند.)
دیوان محاسبات (GAO) و دایره مدیریت و بودجه (OMB) شرایط لازم مختلف حسابرسی فدرال را به وجود آوردند. شرایط موجود با تصویب قانون حسابرسی سادة ۱۹۸۴ به تصویب رسیدند. با این شرایط فدرالی جدید ، حسابرسی دولتی نسبت به حسابرسی تجاری سخت تر و دقیق تر گردید. شرایط کنترل داخلی اضافی به اوج رسید و گزارشات حسابرسی اضافی تصویب شد ( مانند : کنترل داخلی و رعایت مقررات مربوط به قوانین و مقررات فدرال ). در ضمن نمایندگان ایالتی و فدرالی متعددی حق بررسی یادداشت های حسابداری و حسابرسی ( کاربرگ های حسابرسی ) حسابدرس را داشتند و می توانستند حسابرسی های غیر استاندراد را به هیأت های حسابداری ایالتی گزارش کنند. ( فریمن و شولدرز ، ۱۹۹۹ ، صفحات ۸۰۷-۸۱۰). در این « دورة نخست » از حدود سال ۱۹۷۵ تا اواسط دهة ۱۹۸۰ ، شهرداری ها مشکلات مالی عظیمی در ارتباط با « رکود اقتصادی همراه با تورم » داشتند ،دورة تورم بالا با نرخ های بهرة سنگین همراه بود و با رکود مشخص گردید. به طور همزمان ، شهرها در پی یافتن با شرایط جدید حسابداری و حسابرسی بودند. GAO تحقیقاتی را بر اساس بررسی های کاربرگ های حسابرسی دولتی GAO منتشر نمود ( مدیر کل حسابداری ایالات متحده ، ۱۹۸۶ ) و درصد بالایی از حسابرسی های دولت را swo استاندارد یافت. دیاس و گروکس (۱۹۹۲، صفحة ۴۷۳ ) دریافتند که بخش عمده ای از بررسی های کاربرگ disteict های دانشگاه تگزاس غیر استاندارد بوده و بیش از ۱۵% بررسی ها را برای اقدام اصلاحی یا جزایی احتمالی به هیأت حسابداری رسمی ایالت تگزاس ارجاع دادند.
به طور کل اقتصاد ایالات متحده از اوایل دهة ۱۹۸۰ سیر صعودی داشت و از اوایل دهة ۱۹۹۰ رونق یافت. شهرداری ها در ابتدا به خاطر در آمدهای فزاینده ، ذینفع بوده اند انتظار می رود که شهرها به علت رونق اقتصادی ، در ابعاد قابلیت سوددهی مالی و به علت الزامات مهم قانونی در اقدامات و گزارشگری حسابداری و حسابرسی پیشرفت داشته باشند.

۳- بررسی مقالات
در اوایل دهة ۱۹۸۰ ، تحقیقات تجربی دولتی برای حسابداری به مرکز توجة مهمی بدل شدند. والاس (۱۹۸۱ ) ، ویلسون و هوارد (۱۹۸۲ ) ، لینگرام و کپلند (۱۹۸۲ ) و سایرین بازار اوراق قرضة شهرداری ها را مورد بررسی قرار دادند. عوامل حسابداری برای توضیح خطر ناتوانی در پرداخت در قیمت گذاری ( یا نرخ های بهره ) سهام منتشر شدة شهرداری مورد استفاده قرار گرفتند. به طور کل ، متغیرهای حسابداری تا حدودی بر هزینة بهرة خالص یا دیگر معیار خطر ناتوانی در پرداخت تأثیر گذار بودند. اصولاً
می توان این گونه توضیح داد که تکنیک های حسابداری و حسابرسی بهبود یافته با کاهش خطر و در نتیجه نرخ های بهرة پایین تر در ارتباط هستند.
ایوانز و پاتن (۱۹۸۳ ) از چار چوب نمایندگی و علامت دهی برای پیش بینی مشارکت و همکاری در گواهی تطبیق ( گواهی ابراز لیاقت فعلی یا CA ) انجمن مدیران مالی شهرداری ها ( MFOA ، انجمن مدیران مالی دولت فعلی یا GFOA ) استفاده کردند. وجود CM یک عامل توضیحی مهم به شمار می رفت. با این تصور که CM از طریق مشارکت در برنامة CA به طور مستقیم و غیر مستقیم منافعی به دست می آورد (ایوانز و پاتن ، ۱۹۸۳ ، صفحة ۱۵۱).
برای دریافت CA ، گروه GFOA ( هنگام ارائة مقالة ایوانز و پاتن این گروه یک گروه MFOA بود ) به بررسی گزارش های مالی دولت برای رعایت قوانین GAAP و سایر الزامات پرداخت. مشارکت به صورت داوطلبانه بود و امکان داشت شرکت کنندگان بازنده ( عدم دریافت گواهی ) یا برنده ( سود کننده ) ( دریافت CA ) باشند.
در مدل نظری ایوانز و پاتن ، وجود CA نشانة صلاحیت ( ارزش ) اجرایی بود. افشای مالی بهتر ، رتبه بندی های بالاتر اوراق قرضه ، بهرة اوراق قرضة کم و شناسایی مناسب. CM از پیامدهای دریافت CA به شمار می روند. CM نمایندة شهر است. مدیریت با صلاحیت ( با ارزش ) به نفع شهر و به طور غیر مستقیم به نفع CM است ( و سایر مدیران ). CA به عنوان عمل شخص CM مورد توجه قرار میگیرد که بازار کار را به طور مناسب نشان می دهد. ( ایوانز و پاتن ، ۱۹۸۳ ، صفحة ۱۵۸ ).
CM با اشتیاق برای شغلی با پرداخت بالاتر در شهر بزرگ انگیزه هایی برای دریافت CA برای شهرداری محلی دارد.
ایوانز و پاتن (۱۹۸۳) با استفاده از یک مدل احتمالی با مشارکت CA به عنوان متغیر وابسته ، تئوری شان را عملاً مورد آزمایش قرار دادند.
نمونه شامل ۱۰۳۲ شهر با جمعیتی بالغ بر ۲۵۰۰۰ نفر می شد که در طی سال های ۱۹۷۶ تا ۱۹۸۰ مورد اندازه گیری قرار گرفت. سه گروه عبارت بودند از ۱۹۳ برندة CA 79 بازندة CA و ۷۶۳ غیر شرکت کننده. نتایج احتمال نشان داد که شرکت کنندگان CA احتمالاً دارای CM بوده و تعداد آنها نسبتاً بیشتر بوده و مسئولین شهرداری فعال تری داشته اند ( صفحة ۱۶۸ ). همچنین نقش CM در تصمیم گیری مشارکت CA مهم بود. ایوانز و پاتن ( ۱۹۸۷ ) تجزیه و تحلیل خود را در طی دورة مالی با مدلسازی تئوری و توسعة مدل های تجربی بسط دادند. داده های اضافی به وسیلة ارزیابی و بررسی به مدیران ارشد مالی شهرداری ها ارائه گردید. اطلاعات به سالهای ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۴ مربوط می شد. نقش CM در این تجزیه و تحلیل تغییری نکرد و نتایج یکسان بود. با وجود اینکه روش دولت ( M-C در مقابل C-M ) در نمونة کل اهمیت داشت اما در شهرهایی که جمعیت آنها بین ۲۵۰۰۰ تا ۶۰۰۰۰ نفر بود اهمیت چندانی نداشت.
در چندین تحقیق و بررسی دولتی ازدهة ۱۹۸۰ و اوایل دهة ۱۹۹۰ ، C-M به عنوان متغیر مستقلی برای نمونه های متعدد به حساب می آمد. به طور کل ، C-M متغیری مهم در زمینه های مختلف محسوب می شود. مورگان و پلیسرو (۱۹۸۰) به بررسی رابطة میان سیاست و ساختار دولت برای تعیین مالیات و هزینه پرداختند. آنها مدرکی ارادئه کردند مبنی بر اینکه شهرهای « اصلاح شده » ( با ساختار دولتی C-M ) نرخ های مالیاتی و هزینه کمتری داشتند.
گروکس و همکارانش (۱۹۸۶ ) کارمندان ارشد شش شهر تگزاس را برای اندازه گیری تأثیر قرار دادند. CM بیشترین قدرت عمودی را نسبت به شورای شهر و رؤسای بخش در زمینة تعیین میزان بودجة نهایی برای تمام طبقات شهری و تعیین اهداف تمام شهرها به جز شهرهای کوچک داراست ( شورای شهر در شهرهای کوچک بیشترین قدرت را دارد ) در نتیجه ، رؤسای بخش برای اجرای بودجه قدرت برتر هستند. در مورد شهرهای M-C هیچگونه تجزیه و تحلیلی صورت نگرفته است.
اینگرام و دی جانگ (۱۹۸۷ ) فهرست های موارد افشای حسابداری را برای بررسی عوامل مربوط به میزان افشاء ارائه نمودند. بر مبنای یک چار چوب نمایندگی ، انتظار می رود که ساختارهای دولتی C-M تأثیر مثبتی بر میزان افشا در ارتباط با مدیریت حرفه ای داشته باشند. متغیر ظاهری دولت بر طبق پیش بینی ها منفی ( میزان افشاء کمتری را برای روش M-C دولت نشان می دهد ) و مهم است.
کوپلی (۱۹۹۱ ) روش های افشاء شهرداری ها را با کیفیت حسابرسی مقایسه نمود. ۲۶۲ شهر با جمعیت بیش از ۲۵۰۰۰ نفر از ۱۹۸۴ مورد ارزیابی قرار گرفت و فهرست موارد افشاء به عنوان جایگزین ( نماینده ) برای کیفیت افشاء به کار برده شد. میزان افشاء بالاتر به هشت مؤسسة بزرگ حسابرسی ( به عنوان معیار کیفیت حسابرسی به کار می رود ) و شهرهای دارای ساختار دولتی C-M مربوط می شود.
مایپر و همکارانش (۱۹۹۱ ) تفاوت میان بودجه و مخارج واقعی و مازاد / کسری (اشتباهات بودجه نامیده شده ) را به دقت بررسی نمودند. به عقیدة آنها بودجه های
C-M دقیق تر هستند. ( بودجه ای که به معیار عملکرد تکیه کرد ) ، در حالی که روش M-C برآوردهای فراوان بودجه را شامل می شود ( ارائه یک زیر سازی اضافی برای خدمات دولتی بیشتر ) با استفاده از نمونة شهرهای بزرگ از اواسط دهة ۱۹۸۰ ، روش دولت مؤثر و مهم شد. شهرهای C-M اشتباهات بودجه ای بیشتری داشتند که به تهیة بودجة محافظه کارانه مربوط می شد ، یعنی ،تخصیص اعتبارات در شهرهای C-M بیشتر از مخارج واقعی بوده و مازاد های نسبی نیز بیشتر بودند.
گروکس و شیلدز (۱۹۹۳ ) از نمونة انحصاری انتخابی عمومی که گنزالس و میهای (۱۹۹۳) برای اندازه گیری میزان بازدة دولت ارائه کرده اند ، استفاده نمودند ( بر مبنای مخارج ). در بررسی شهرهای صد هزار نفری ( با جمعیت ۱۰۰۰۰۰ نفر ) با استفاده از داده های ۱۹۸۳ C-M با CA ترکیب شده و متغیرهای ظاهری ترکیبی را به وجود آورده است : در مقایسه با شهرهای M-C بدون CAs ، هر سه ترکیب دیگر ( M-C با CA ، C-M بدون CA و C-M با CA ) منفی و مؤثر بودند. این امر نشان می دهد که میزان هزینه در تمام موارد کاهش یافته و این بیانگر اثر کنترل است. طبق اظهارات ، «نتایج نشان می دهد که CM مانند رابطة مؤثری میان بوروکراسی و مسئولین منتخب عمل می کند. CA ابراز نظارتی مفیدیاست. « گروکس و شیلدز ، ۱۹۹۳ ، صفحه ۲۵۵ )
چند تحقیق به تجزیه و تحلیل حق الزحمه های حسابرسی و سایر معیارهای حسابرسی بر مبنای مدل های اقتصادی حسابرسی پرداخته اند. بعضی از این تحقیقات C-M را به عنوان یک متغیر مستقل در نظر گرفته اند. برای مثال ، وارد و همکارانش (۱۹۹۴ )
حق الزحمه های حسابرسی مربوط به ۱۷۱ شهر میشییگان در سال ۱۹۸۸ را مورد بررسی قرار دادند. حق الزحمه های حسابرسی در شهرهایی که ساختار C-M دارند بسیار پایین است ، احتمالاً به این علت که شهرهای C-M سیستم های کنترل بهتری در اختیار دارند.

۴- توسعه مدل
در ساختار دولتی M-C ، شهردار مانند CEO ( مقام اجرایی ارشد ) عمل می کند. شهردار توسط رأی دهندگان انتخاب شدهو نمایندة مستقیم شهروندان است. به نظر
می رسد که انگیزة اولیه شهردار بعنوان مسئول منتخب انتخاب مجدد باشد. در نتیجه ، انتظار می رود که شهردار بر انگیزه های سیاسی تمرکز نماید. CM نمایندة مستقیم شورای شهر و نمایندة غیر مستقیم رأی دهندگان است. ( مایپر و همکارانش ، ۱۹۹۱ ) در ایوانز و پاتن (۱۹۸۳-۱۹۸۷ ) ، CM را به عنوان یک مدیر حرفه ای تلقی کرده اند که توسط شورای شهر استخدام و به خواست آنها عمل می کند. CM در پی نشان دادن صلاحیت به شورای شهر و همکاران منطقه ای و ملی است.
در هنگام مدلسازی تفاوت های مورد نظر میان دو ساختار دولتی ، عوامل نمایندگی و علامت دهی مشخص هستند. ساختار C-M روابط مدیر ـ نماینده مشخصی دارد که CM نمایندة شورای شهر است ( سلدن و همکاران ، ۱۹۹۹ ). این ساختار به ساختار مالی قوی بدون فشار مالی و مالیات هایی نسبتاً پایین و میزان بدهی کم ، حسابرسی بدون مشکل و گزارشات مالی مربوط می شود که گزارشگری کاملی را به شیوه ای با ارزش نشان
می دهد. ساختار دولتی M-C به تمرکز بر مشخصات سیاسی به جای مشخصات مالی بستگی دارد ، مانندمطابقت یافتن با شرایط بهره های ویژه مهم. بنابراین ، انگیزه های مشخصی برای دستیابی به ساختار مالی قوی وجود دارد. با این تصور که انگیزه های ساختار دولتی ، مسلط تر هستند ( یعنی عوامل قانونی و شرایط اقتصادی از اهمیت نسبتاً کمی برخوردارند ) ، باید میان شاخصه های مهم برتری مالی و حسابداری تفاوت های چشمگیری وجود داشته باشد.
۴-۱ فرضیه ساختار دولتی
فرضیة رسمی در مقایسة ساختارهای دولتی به دو بخش تقسیم شده :
H1a : شهرهای C-M در مقایسه با شهرهای M-C میزان افشاء حسابداری فوق العاده ای دارند.
H2b : شهرهای C-M در مقایسه با شهرهای M-C شرایط مالی فوق العاده ای در دارند. نقش دولت ( GOV ) با دو مدل اندازه گیری خواهد شد. اولین مدل میزان افشاء حسابداری و دومین مدل وضعیت مالی است. میزان افشاء حسابداری درجه ای که اطلاعات مالی کامل و مطابق با GAAP ( اصول عمومی پذیرفته شده در حسابداری ) را نشان می دهد. این مسئله افشاء کامل و شفافیت نسبی مالی را تضمین می کند.
دو ارزش باز خرید تجربی ، میزان افشاء را اندازه گیری می کنند. نخستین جایگزین افشاء CA است. در آغاز مقالة ایوانز و پاتن ( ۱۹۸۳- ۱۹۸۷ ) ، CA معیار عادی افشاء در حسابداری محسوب می شود. CA شناختی را برای گزارشات مالی ارائه می نماید. که با الزامات GFOA را مطابقت دارد. به نظر می رسد که انگیزه های CM برای جستجوی CA در نشان دادن صلاحیت حرفه ای بیشتر از یک شهردار است ( ایوانز و پاتن ، ۱۹۸۳ ، ۱۹۸۷ ) CA می تواند شورای شهر و سایر رهبران جامعه و همکاران حرفه ای در دیگر شهرها را نشان دهد. این شناخت باعث پرداخت فزاینده و سایر منافع علاوه بر فرصت های شغلی آتی در دیگر شهرها برای جبران بیشتر می شود.
مدل دوم یک فهرست موارد افشاء ( DI) بر مبنای سه عامل می باشد : ۱) CA 2 ) شش مؤسسة بزرگ حسابرسی (B1G6) و ۳) اظهار نظر مقبول حسابرسی ( OPIN ) بنابراین ، شهرداری امتیازی از صفر تا سه دریافت می کند. شش مؤسسة بزرگ حسابرسی ( در اوایل دهة ۱۹۸۰ هشت مؤسسه بزرگ حسابرسی ) بایدکیفیت حسابرسی بالاتری نسبت به شش مؤسسه کوچک حسابرسی داشته باشند. به عقیدة گروکس و شیلدز ( ۱۹۹۳ ) ، شهردار به عنوان CEO انگیزه های سیاسی برای پنهان کردن شرایط مالی دارد و باید شش مؤسسة کوچک حسابرسی ( با کیفیت پایین ) را برگزیند ، چون به احتمال زیاد مشکلات مالی و حسابداری را پنهان خواهد نمود. یک اظهار نظر مقبول حسابرسی پیش بینی شده است ، از سوی دیگر ، یک اظهار نظر مشروط حسابرسی « نامناسب » که مطابقت صورت های مالی با GAAP را نشان می دهد ( مکللاند و گروکس ، ۲۰۰۰ )
CM باید توجه ویژه ای به قابلیت سود دهی مالی شهر داشته باشد که به نفع شهرداری که مایل به صرف هزینه برای حمایت سیاسی بوده ، نیست. قابلیت سوددهی مالی ( FV) که به عنوان نسبت حق صاحبان سهام تقسیم شده توسط در آمدهای وجوه کل تعریف می شود ، به صورت جایگزین تجربی برای وضعیت مالی به کار می رود ( مکللاند و گروکس ، ۲۰۰۲ ) داشتن حقوق مالکیت نسبی در حساب مستقل وجوه عمومی نشانة امنیت مالی است که تقریباً شبیه سود انباشته برای شرکت تجاری می باشد. ساختار C-M باید زیر سازی مالی ( در این جا مانند نسبت بالای حقوق صاحبان سهام به جمع بدهی ها اندازه گیری می شود ) مربوط به مدیریت مالی اصلاح شده را حفظ نماید.
مدل ها برای آزمایش و بررسی عملکرد ساختار دولتی در جدول ۱ ارائه شده اند. متغیرهای وابسته در بالا توضیح داده شده اند. GOV متغیر مستقل بهره در هر مدل است. بقیة متغیرهای مستقل متغیرهای کنترل هستند که عوامل مؤثر در میزان افشاء حسابداری و وضعیت مالی را نشان می دهند. جایگزین نظری برای افشاء و وضعیت مالی یکسان است ، در حالی که ارزش های تجربی تا حدی متفاوتند.
تجزیه و تحلیل شامل دو عامل اقتصادی و آمارگیری می شود. جامعة آماری (POP) تعداد شهرداری ها را اندازه گیری می کند. همزمان با افزایش تعداد شهرداری ها ، خدمات فزایندة شهرداری و منابع فزایندة در آمد برای پرداخت این خدمات نیز انتظار می رود دارایی نسبی شهرداری توسط در آمد سرانه (PCI) اندازه گیری می شود.
شهرها انتظار داشتند همانطور که تقاضای این خدمات با ثروت افزایش می یابد خدمات بیشتری نیز ارائه شود. (گروکس و شیلدز )
در سطح مدل های افشاء ، وضعیت مالی با استفاده از FV و کل بدهی بلند مدت اندازه گیری شده است ( بدهی کل ). وضعیت مالی ( محققاً به طور مثبت با میزان افشاء ارتباط دارد ، چون مدیر اجرایی انگیزه هایی برای نشان دادن امنیت مالی به رأی دهندگان طلبکاران و سایر کاربران اطلاعات مالی دارد. در مدل وضعیت مالی از FV به صورت متغیری وابسته استفاده می شود ، در حالی که بدهی کل برای کنترل میزان بدهی نسبی به عنوان معیار ریسک اعتباری یک متغیر مستقل است.
C-M باید بکوشد تا میزان بدهی معوقه را نسبتاً پایین نگهدارد تا ساختار مالی قوی بماند. شهرهای M-C میزان بدهی بالاتر را برای افزایش هزینه ها به نفع بهره های ویژة مناسب ترجیح می دهند. ارزش باز خرید برای گرفتن بدهی کل در گروه حساب دارایی ثابت با در آمدهای کل می باشد ( بدهی کل ). مدل های انتخابی عمومی ، بدهی بلند مدت را به عنوان نوع بالقوة توهم مالی مورد بررسی قرار می دهند ، به نظر می رسد بدهی نوعی « هزینة معاف از مالیات » باشد. اگر رأی دهندگان مالیات های اضافی مورد نیاز برای پرداخت بهرة آتی و پرداخت های اصلی را مدنظر قرار ندهند. ( واگنز ، ۱۹۷۶) از آنجایی که میزان بالای بدهی ، ریسک اعتباری فزاینده ای را نشان می دهد یک ضریب منفی پیش بینی شده است.

قوانین و مقررات حسابداری و گزارشگری به علت تفاوت های مورد انتظار در طی تحقیق متغیرهای کنترل مهمی محسوب می شوند. قبل از افزایش میزان قوانین و مقررات فدرال ( به ویژه کنگرة US ، ۱۹۸۴ ) قوانین و مقررات ایالتی عوامل اصلی تفاوت های افشاء و تا حد کمتری ، وضعیت مالی به شمار می روند. مدل های فهرست مورد افشاء از قوانین و مقررات گزارشگری ایالتی ( دولتی ) ( SRR) استفاده می کنند ، یک متغیر ظاهری که با ماهیت قوانین دولتی برابر است مدل وضعیت مالی از قوانین و مقررات حسابداری ایالتی ( مرکزی ، دولتی ) (SAR) استفاده می کند ، چون تأثیر بسزایی بر GAAP که بسیار مهم است ، دارد. طبق پیش بینی ها ، قوانین و مقررات ایالتی به ویژه در سال ۱۹۸۳ دورة قبل از قانون حسابرسی ساده و سایر محدودیت های قانونی ملی مثبت و مؤثر بودند.
قوانین و مقررات فدرال در طی تحقیق تغییر کردند و تا حدودی بر مبنای اهمیت نسبی کمک های بلاعوض درون دولتی ، شهرداری ها را تحت تأثیر قرار دادند. یعنی ، میزان بالای کمک های بلاعوض به هماهنگی بیشتر با نیازهای ( الزامات ) فدرال مربوط می شود ( گروکس و شیلدز ، ۱۹۹۳ ) نسبت کمکهای بلاعوض درون دولتی به کل در آمدها آن را در بر می گیرد ( IG ). در این جا یک مسئله مثبت پیش بینی شده است.
۴-۲ فرضیه دورة زمانی
برای در بر گرفتن تغییرات نسبی در عوامل مالی و قانونی در دوره های تطبیقی ، فرضیه های رسمی عبارتند از :
H2a : ساختار دولت نسبت به میزان افشاء حسابداری در سال ۱۹۹۶ در مقایسه با سال ۱۹۸۳ تأثیر کمتری دارد.
H2b : ساختار دولت نسبت به وضعیت مالی در سال ۱۹۹۶ در مقایسه با سال ۱۹۸۳ تأثیر کمتری دارد.
عوامل حسابداری و مالی در دورة موجود در تحقیق به دو علت بهبود یافته اند ، ابتدا ، الزامات قانونی دقیق تر و سخت تر شده اند. قانون حسابرسی سادة ۱۹۸۴ ، حسابرسی های مالی دولت های مرکزی و محلی را رسمیت بخشیده و الزامات حسابرسی را ورای استانداردهای مالی و گزارشگری منتشر شدند. دوم ، شرایط اقتصادی به طور اصولی بهبود یافته و شهرداری ها کلاً از تنش مالی به توانایی مالی رسیدند. اینگونه به نظر
می رسد که تغییرات قانونی و شرایط مالی اصلاح یافته برای میزان افشاء حسابداری و وضعیت مالی نسبت به ساختار دولت از اهمیت بیشتری برخوردار است.
به علت تغییرات مهم اقتصادی و ساختاری در محیط های دولتی از اوایل دهة ۱۹۸۰ تا اواسط دهة ۱۹۹۰، یک ساختار استاتیک تطبیقی به وجود آمد. اوایل دهة ۱۹۸۰ دورة آشفتگی مالی بود. فشار مالی شهرداری عادی شده اصلاحات مالی و حسابداری هنوز اجرا نشده بودند. پیش بینی ها نشان می داد که شهرهای C-M در دورة اول بر مبنای انگیزه های نمایندگی از نظر عوامل مالی برتر بوده و این وضعیت برتر را در دهة بعدی و دهه های آینده حفظ کردند.

۵- نمونه
برای بررسی تأثیر نسبی ساختار دولت در محیط استاتیک تطبیقی ، نمونه های ملی از شهرهای دارای ۱۰۰۰۰۰ نفر جمعیت برای پایان سال های مالی ۱۹۸۳ و ۱۹۹۶ استفاده شد. دورة ۱۹۸۳ حائز اهمیت می باشد چون این دوره قبل از تغییرات قانونی مهم و رونق چشمگیر اقتصادی اواسط دهة ۱۹۸۰ تا اواخر دهه ۱۹۹۰ واقع شده است. دورة ۱۹۹۶ یک دهه بعد از تغییرات قانونی و دقیقاً در زمان رونق اقتصادی بود.
بسیاری از تحقیقات مطرح شده از شهرهای بزرگ استفاده کردند. انتظار می رود که ساختار دولتی اهمیت ویژه ای برای این گروه داشته باشد. موقعیت شهردار یک شهر بزرگ یک موقعیت سیاسی مهم به نظر می رسد که نیاز به یک سیاستمدار تمام وقت دارد. موقعیت CM در یک شهر مهم یک پیشرفت مهم و یک موقعیت کاملاً مشهود برای یک مقام رسمی دولتی محسوب می شود. این گونه شهرها آن قدر وسیع و بزرگ هستند که کارمندان دولتی حرفه ای و ساختارهای سیاسی توسعه یافته داشته باشند.
گزارشات سالانه از ۱۷۵ شهر در سال ۱۹۸۳و ۲۰۹ شهر در سال ۱۹۹۶ با بیش از ۱۰۰۰۰۰ نفر جمعیت در خواست شده اند. گزارشات به ترتیب از ۱۳۳ و ۱۶۶ شهر مطابق با دو دورة زمانی به دست آمده اند. به علت مقایسه های مستقیم در طی دو دورة زمانی ، یک طرح زوجهای همتا برای تجزیه و تحلیل استفاده شده است. ۱۰۴ شهر در دو نمونه مشترک بودند. اما چهار شهر روش دولت را از ۱۹۸۳ تا ۱۹۹۶ تغییر داده و از نمونه حذف شدند. بعد از حذف این شهرها از طریق حذف داده ها ، نمونة نهایی شامل ۹۲ شهرداری می شد که ۴۳ شهرداری روش M-C دولت و ۴۹ شهر داری روش C-M داشتند.
قبل از اینکه از طریق مدل های چند گزینه ای دقیقاً بر مقایسه های M-C و C-M تمرکز نماییم. بهتر است چند تغییر ساختاری احتمالی در اواخردهه را نیز به طور تقریبی مورد بررسی قرار دهیم. قوانین حسابداری و حسابرسی افزایش و اقتصاد در این دوره رونق یافته است که صرف نظر از ساختار دولتی می تواند تغییرات کلی مهمی داشته باشد. برای تعیین حدود تغییرات ساختاری در شهرهای بزرگ ، شش متغیر ظاهری در مدل ساختار دولت مورد بررسی قرار گرفته اند. چند شهر M-C و C-M ، چند اظهار نظر مقبول حسابرسی ، چند CA ، چند شهر با ۶ مؤسسه بزرگ حسابرسی و قوانین حسابداری و گزارشگری ایالتی وجود دارد. شش متغیر پیوسته نیز مورد تجزیه و تحلیل قرار
گرفته اند. هدف مقایسة توصیفی درک کلی تفاوت های مهم شهرهای مشابه در طی ۱۳ سال افق زمانی است. تفاوت ها به محیط قانونی تغییر یافته ( به علت شرایط لازم حسابداری و حسابرسی ) و اقتصادی سالم و قوی اواخر دهة ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ مربوط
می شود.
آزمایش تک متغیری تفاوت ها ( توسط ساختار دولت و در طی دوره ) برای متغیرهای ظاهری آزمون « خی ـ دو» و برای متغیرهای پیوسته آزمون تی می باشد. متغیرهای مورد استفاده برای تجزیه و تحلیل به طور خلاصه در جدول ۲ با علائم مورد نظر برای آزمایش تک متغیری آمده است.

۶- نتایج
تجزیه و تحلیل نتایج به چهار بخش تقسیم شده است. در بخش اول ، مقایسه ای توصیفی میان شهرهای ۱۹۸۳ و ۱۹۹۶ صورت گرفته که مقایسه های میانگین برای متغیرهای پیوسته و فراوانی ها برای متغیرهای قیاسی ارائه شده اند. آزمون های تک متغیری برای تعیین تفاوت های مهم میان داده های ۱۹۸۳ و ۱۹۹۶ به کار رفته اند. آزمون تی برای متغیرهای پیوسته و آزمون خی دو برای متغیرهای ظاهری. در بخش دوم ، مقایسه های توصیفی برای هر دو دورة ۱۹۸۳ و ۱۹۹۰ صورت گرفته که شهرهای M-C و C-M را به طور جداگانه مورد آزمایش قرار داده اند. از آزمایش تک متغیری یکسانی استفاده شده که در صورت وجود تفاوت های مهم میان ۱۹۸۳ و ۱۹۹۶ توسط GOV تعیین
می شود. تجزیه و تحلیل توصیفی با استفاده از تکنیک های مشابه توسط GOV و دورة زمانی فهرست بندی شده است. در بخش سوم ، مدل های سطح افشاء مورد بررسی و آزمایش قرار گرفته اند. مدل های سطح افشاء بر مبنای گرسیون منطقی هستند. مدل وضعیت مالی در بخش چهار ، با رگرسیون OLS مورد بررسی و آزمایش قرار گرفته است.
۶-۱ مقایسه تغییر ساختاری ۱۹۸۳ در مقابل ۱۹۹۶
مقایسه های توضیحی برای ۱۲ متغیر مربوط به مدل های ساختار دولت ارائه شده اند. مقایسه ها در جدول ۳ به طور خلاصه آمده اند. فهرست A میانگین ( انحراف های معیار ) / فراوانی های ( درصدها ) متغیرهای ۱۹۸۳ با ۱۹۹۶ را مقایسه می کند. فهرست B فراوانی و نتایج آزمون چی ـ دو متغیرهای ظاهری مقایسه نموده و فهرست C مقدار t و سطح تأثیر متغیرهای پیوسته را نشان می دهد.
از ۹۲ شهر موجود در تجزیه و تحلیل ، ۴۹ ( ۶/۵۳ % ) شهر دولت ( نظام ، C-M و ۴۳ شهر ( ۷/۴۶ % ) M-C بودند. افزایش عمدة شهرهای گیرنده CAS بین ۵۱ ( ۴/۵۵% ) تا ۸۱( ۰/۸۸ % ) ، با تأثیر ۰۱/۰ بود که تفسیر افشاء اصلاح یافتة حسابداری را تقویت
می کند. نتایج حسابرسی نشان می دهد که بعضی از اظهارنظرهای مقبول حسابرسی افزایش چشمگیری داشته اند. اکثر شهرها ( ۷۱ یا ۲/۷۷ % ) در ۱۹۸۳ اظهار نظرهای مشروط حسابرسی داشتند و در ۱۹۹۶ این مقدارکمتر از ۸% با سطح تأثیر ۰۱/۰ بود. احتمالاً این نتیجه به شهرهایی مربوط می شود که با شرایط لازم جدید حسابرسی مطابقت نداشتند ، اما می کوشیدند تا با قوانین دورة زمانی تطبیق یابند تعداد شش مؤسسة بزرگ حسابرسی از ۳۹ ( ۴/۴۲ % ) تا ۶۰ (۲/۶۵ % ) افزایش یافت ، اما این تفاوت مهم و عمده ای محسوب نمی شود.

 

قابلیت سود دهی مالی از طریق وجوه صاحبان سهام به صورت درصدی از درآمدها اندازه گیری می شود و همزمان از ۷/۱۵ % تا ۵/۲۱% افزایش می یابد. این مسئله ریسک مالی کمی را نشان می دهد که به داشتن حقوق مالکیت مربوط می شود. میزان جمعیت در هر دو گروه مورد مقایسه قرار گرفته است. میزان توسط جمعیت از ۳۱۸۰۰۰ تا ۳۵۴۰۰۰ با تفاوت معنا دار افزایش یافت. در آمد سرانه از زیر ۱۰۰۰۰ دلار تا تقریباً ۱۴۰۰۰ دلار ، با سطح تأثیر ۰۱/۰ اضافه شد بدهی کل از ۸/۹۹ % تا ۴/۹۰% در آمدها با یک تفاوت نا چیز کاهش یافت. درصد کمک های بلاعوض بین دولتها از ۰/۲۸% تا ۱/۲۲% در آمدها کاسته شده و سطح تأثیر آن ۰۱/۰ است. همچنین ، شهرهای بزرگ در شرایط نسبی به جای کمک های بلاعوض به درآمدهای خود کفا وابسته اند. فهرست موارد افشاء از ۲۱/۱ تا ۴۶/۲ با همان سطح تأثیر ۰۱/۰ افزایش یافت. در طی سال های ۱۹۸۳ تا ۱۹۹۶ میزان افشاهای صفر از ۲۰ تا ۳۰ کاهش یافت. در حالی که میزان افشاهای سه از ۷تا ۵۴ اضافه شد.
۶-۲ مقایسه تغییر ساختاری ۱۹۸۳ تا ۱۹۹۶ ـ شهردار ـ شورا و مدیر شهر
مقایسه M-C و C-M با مقایسة تغییر ساختاری فوق مطابقت دارد. تجزیه و تحلیل توصیفی برای مقایسة M-C از ۱۹۸۳ تا ۱۹۶۶ در جدول ۴ به طور خلاصه آمده است. نمونه ها شامل ۴۳ شهر M-C می شوند ، فهرست A با استفاده از آزمون چی ـ دو برای اندازه گیری تفاوت های آماری ، متغیرهای ظاهری را مورد بررسی قرار می دهد : فهرست B متغیرهای پیوسته و تفاوت های میان شهرهای ۱۹۸۳ و ۱۹۹۶ را که از نظر آماری بر مبنای آزمون تی مقایسه شده اند را تجزیه و تحلیل می کند.
شهرهای دارای Cas از ۱۸ (۹/۴۱% ) تا ۳۴ ( ۱/۷۹ % ) با سطح تأثیر ۰۱/۰ افزایش یافتند. اظهار نظرات مقبول حسابرسی از ۷ ( ۳/۱۶% ) تا ۳۷ ( ۱/۸۶ ) با افزایش معنا دار ۰۱/۰ افزایش یافت. قابلیت سوددهی مالی به طور چشمگیری از ۰/۱۸ % تا ۷/۱۶% با شاخص معنا دار equity بالا افزایش داشت. متوسط جمعیت از ۴۲۰۰۰ نفر تا ۴۲۷۰۰۰ به مقدار نا چیزی افزایش یافت. PCI افزایش قابل توجهی داشت که از ۶۳۰۰ دلار تا بیش از ۱۳۰۰۰ دلار بود. بدهی کل از ۱۲۰% تا ۹۲% با تغییر ناچیز کاهش یافت. نسبت های IG از ۷/۳۲ % در آمدها تا ۳/۲۵ % با سطح تأثیر ۰۱/۰ زیاد شد. میزان افشاهای صفر از ۱۰ به ۳ در طی سال های ۱۹۸۳ تا ۱۹۹۶ کاهش یافت در حالی که میزان افشاء سه از ۲ تا ۲۲ افزایش یافت. به طور خلاصه ، مشخصات مالی و حسابداری شهرهای M-C به طور قابل
ملاحظه ای اصلاح شد.

جدول ۴٫ مقایسه توصیفی نتایج ۱۹۸۳ با ۱۹۹۶ برای ۴۳ شهر شهردارـ شورا

تجزیه و تحلیل توصیفی شهرهای C-M دوره های ۱۹۸۳-۱۹۹۶ به طور خلاصه در جدول ۵ آمده است. تعداد CAs از ۳۳ ( ۴/۶۷ % ) تا ۴۷ ( ۹/۹۵ % ) با تأثیر ۰۱/۰ افزایش یافت. درصدها در هر دو دوره بیشتر از سالهای M-C بودند ، گر چه میزان افزایش برای شهرهای M-C بیشتر بود. اظهار نظرات مقبول حسابرسی از ۱۴ ( ۶/۲۸ % ) تا ۴۸ ( ۰/۹۸ % ) با سطح تأثیر ۰۱/۰ افزایش یافت. تعداد شش مؤسسة بزرگ حسابرسی به بیش از ۲۰ ( ۸/۴۰ % ) تا ۳۳ ( ۴/۶۷ % ) با سطح تأثیر ۰۱/۰ رسید. در هر دو نمونه تعداد شش مؤسسة بزرگ حسابرسی اختلاف چندانی با شهرهای M-C نداشت و این نتیجه ای غیرمنتظره بود. قابلیت سوددهی از ۸/۱۹ % تا ۷/۵۲ % با سطح تأثیر ۰۱/۰ افزایش یافت. در هر دو دوره ، FV برای شهرهای M-C بیشتر بود. میزان متوسط جمعیت برای شهرهای C-M از ۳/۲۲۸ میلیون به ۸/۲۹۰ میلیون با تأثیر ۰۱/۰ رسید. PCI از بیش از ۱۰۰۰۰ دلار تا بیش از ۱۴۰۰۰ دلار ، با تأثیر ۰۱/۰ افزایش داشت. بر خلاف شهرهای
M-C ، بدهی کل از ۰/۸۲ % به ۳/۸۹% افزایش یافت. کاهش IG از ۹/۲۳ % به ۲/۱۹ % بسیار قابل توجه بود. بالاخره ، DI از ۳۷/۱ تا ۶۱/۲ با همان تأثیر ۰۱/۰افزایش داشت. میزان افشاهای صفر در طی دوران ۱۹۸۳ تا ۱۹۹۶ از ۱۰ تا ۰ کاهش یافت در حالی که میزان افشاهای سه از ۵ تا ۳۲ افزایش داشت.

برای اینکه تصویر بهتری از مقایسه های مشترک به دست آوریم ، نتایج در جدول ۶ به طور دقیق فهرست شده اند. این جدول تفاوت های معناداری راکه توسط ساختار دولت دورة زمانی بوجود آمده ، مشخص می کند. در اکثر نمونه ها ، نتایج برای شهرهای
C-M و دورة ۱۹۹۶ بهتر بودند. تفاوت های اولیه در شش مؤسسة بزرگ حسابرسی مشاهده شد که تفاوت ناچیزی با GOV مربوط به دورة ۱۹۸۳ و ۱۹۹۶ و IG داشت. در هر دو دوره ۱۹۸۳ و ۱۹۹۶ نسبت ها برای شهرهای M-C به طور چشمگیری بالا بود. یک توضیح احتمالی اهمیت عوامل سیاسی در میزان وجوه می باشد که شهردار CEO بوده است. علاوه بر این ، نسبت بدهی کل در ۱۹۹۶ با GOV فرقی نداشت. شهرهای M-C نیز در سال های ۱۹۸۳ و ۱۹۹۶ بزرگتر بودند.

۶-۲-۱ تجزیه و تحلیل چند متغیری ـ میزان افشاء
لوگیت ( Logit ) برای تجزیه و تحلیل تفاوت های میزان افشاء که توسط CA در نمایی چند متغیری برای هر دو دورة ۱۹۸۳و ۱۹۹۶ اندازه گیری شده ، مورد استفاده قرار گرفته است. CA متغیری وابسته است و در این جا CA = 1 برای برتری در گزارشگری مالی به دست می آید. نتایج به طور خلاصه در جدول ۷ آمده اند.

مدل ۱۹۸۳ سه متغیر مهم داشت : GOV ، POP ، FV. صحت طبقه بندی ۲/۷۱ % بود از مدل بدون دقت ۳/۵۳% بود ) نکته اصلی اهمیت و تأثیر ساختار دولت برای کسب CA است. مدل ۱۹۹۶ چهار متغیر مهم داشت : FV,PCI,POP,GOV. سه متغیر مانند مدل ۱۹۸۳ بود به جز PCI که اهمیت و تأثیر داشت و دقت طبقه بندی نیز در ۰/۸۵ % دقیق تر بود. علاوه بر این ، تجزیه و تحلیل چند متغیری برتری CM در هر دوره را نشان
می دهد.
لوگیت برای ارزیابی میزان نسبی افشاء بر مبنای فهرست موارد افشاء استفاده شده بود. نتایج به طور خلاصه در جدول ۸ عنوان شده اند.

مدل افشاء ۱۹۸۳ ( ۸۳ DI ) سه متغیر مهم با علائم پیش بینی شده دارد : SRR , FV , GOV. دقت طبقه بندی ۵/۶۸ % بود. ۹۶ DI چهار متغیر مهم باهمان علائم دارد : FV,PCI,POP,GOV. SRR قبل از اینکه قوانین و مقررات قانون حسابرسی ساده و سایر شرایط لازم قانونی افزایش یابند ، متغیر مهمی محسوب می شد.
به طور خلاصه ، GOV در تمام مدل ها مهم و مؤثر بود. بنابراین CM برای میزان افشاء شهر در شرایط قانونی و اقتصادی مهم به نظر می رسد. این مسئله Hla را تأیید و H2a را رد می کند. یعنی ساختار دولتی C-M اهمیت و تأثیر خود را در هر دو دوره با وجود اخذ قوانین و اصلاح اقتصاد در طی ۱۹۸۳ تا ۱۹۹۶ حفظ می کند.
۶-۲-۲ تجزیه و تحلیل چند متغیری ـ وضعیت مالی
رگرسیون DLS برای ارزیابی شرایط نسبی مالی بر مبنای نسبت FV استفاده می شود. نتایج در جدول ۹ به طور خلاصه عنوان شده اند.

هنگام آزمایش مدل ۱۹۸۳ ( ۸۳ FV ) ، دو ارزش کرانی کشف و حذف شدند. نتایج ارائه شده نیز بر مبنای اندازة نمونه کاهش یافتة ۹۰ می باشد. سه متغیر مهم وجود داشت از جمله GOV. POP با علامت منفی یک متغیر مهم محسوب می شود و نشان می دهد که شهرداری های کوچکتر FVs بالاتری دارند. سطح تأثیر مدل ۰۱/۰ با یک R2 7/23% بود.
« مدل کامل » برای ۹۶ FV فقط دو متغیر مهم داشت POP , FV با یک مدل مهم ۱/۰ و R2 9/14%. بنابراین ، تشخیص رگرسیون ارزش های کرانی ، نابهنجاری واریانس های اضافی و ناهمگنی پراکنشی را نشان می دهد. برای حل مسئله ارزش کرانی ، ( که نابهنجاری واریانس های اضافی را حذف نمود. ) شش مشاهده حذف شد. اما ناهمگنی پراکنشی حذف نگردید. برای حل این مسئله ، دو متغیر IG , POP حذف شدند. اما با مدل « ناکامل » « ناقص » مدل مهم نبود و GOV نیز ناچیز بود. نمونة کامل و کاهش یافته در جدول ۹ نشان داده شده اند.
این تجزیه و تحلیل Hlb را تأیید می کند ، اما به این علت که نتایج سال ۱۹۹۶ ترکیب شده بودند H2b را تأیید نمی کند. باید خاطر نشان نمود که تجزیه و تحلیل بدهی کل H2b را تأیید می نماید.

۷- نتیجه گیری
هدف این مقاله مقاسه دو ساختار اصلی دولت می باشد که در طی دو دوره در شهرهای ایالت متحده مورد استفاده قرار گرفتند. انگیزه های شهرداران در مقابل CMs به عنوان مدیران اجرایی ارشد کاملاً متفاوت هستند و این مسئله درهر دو مدل نظری و تجربی قابل تشخیص بود. اصولاً ، شهرداران در پی تجدید انتخاب هستند و می کوشند تا رضایت هیئت مؤسسان ( حوزة انتخاباتی ) را جلب کنند.
مدیران شهر ( MCs ) مدیران اجرایی ارشد (CEOs) هستند که صلاحیت را از طریق میزان بالای عملکرد مالی و حسابداری نشان می دهند. مدل نظری نشان می دهد که شهرهای C-M در ابعاد مالی و حسابداری بیش از شهرهای M-C عمل می کنند.
عوامل مهم در مقایسه M-C و C-M تغییرات ساختاری مهمی هستند که در دو دهة اخیر بر مبنای قوانین جامع حسابداری و حسابرسی و اقتصاد پیشرفته به وجود آمده اند. انتظار می رفت که تمام شهرها از نظر ابعاد مهم مالی و حسابداری اصلاح شده و پیشرفت داشته باشند. دیدگاه بعدی این است که شرایط مالی و حسابداری به جای ساختار دولت بر مبنای این عوامل ساختاری پایه ریزی شده اند.
مقایسه توصیفی ابعاد ۱۹۸۳ تا ۱۹۹۶ پیشرفت چشمگیری را درعوامل مهم مالی و حسابداری نشان می دهند. از هشت متغیر تحلیل شده در آزمون های تک متغیری ، ۶ متغیر پیشرفت قابل ملاحظه ای را در طی ۱۹۸۳ و ۱۹۹۶ نشان می دهد. ( DI , PCI , FV , BIG 6 , OPIN , CA ). تغییر ساختاری کمک زیادی به ابعاد مالی و حسابداری شهرهای بزرگ می نماید. هنگام بررسی شهرهای M-C یا C-M ، متغیرهای مذکور مهم باقی می مانند.
تجزیه و تحلیل چند متغیری کامل شهرهای M-C و C-M در طی سال های ۱۹۸۳ و ۱۹۹۶ تفاوت های دائمی میان عملکرد مالی و حسابداری دو ساختار پیشنهادی دولت را نشان می دهد. مدل های فهرست موارد افشاء به طور موافق اهمیت GOV برای هر دو دورة ۱۹۸۳ و ۱۹۹۶ را نشان می دهند. GOV با FV 1983 مهم و مؤثر است ، اما GOV فقط برای مدل « کامل» ۱۹۹۶ مهم می باشد. هنگامیکه اصلاحات خطاهای رگرسیون را حذف می کردند ، GOV ناچیز بود ، بنابراین نتایج FV باید ترکیبی به نظر رسد.
به جز نتایج FV 1996 ، دو آزمایش نظری و تجربی عملکرد برتر در ارتباط با ساختار دولت CM را نشان می دهند. در حالی که تمام شهرها در نمونه های آزمایشی دوران ۱۹۸۳ تا ۱۹۹۶ اصلاح شده و پیشرفت کرده اند ، شهرهای C-M عملکرد را در کنار ابعاد مالی و حسابداری تجزیه شدة مهم حفظ می کنند.
۷-۱ محدودیت ها
محدودیت هایی برای تحقیق فعلی وجود دارد که باید شناسایی شوند. در تحقیق فقط شهرهای بزرگ ایالات متحده مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند و فقط نیمی از آنها در نمونه نهایی عنوان شده اند. فقط دو سال از تجزیه و تحلیل مورد توجه قرار گرفته است. تحلیل کامل سری های زمانی از اواسط دهة ۱۹۷۰ تا دوره های اخیر ، تجزیه و تحلیل کاملتر را به ویژه در مورد تأثیر شرایط ساختاری متغیر ارائه می نماید.
۷-۲ پیشنهاداتی برای تحقیقات بعدی
تحقیق نشان می دهد که تجزیه و تحلیل به گسترة ( دامنة وسیعتری از شهرداری ها ،انواع دولت های محلی و دوره های اضافی راه یافته است. توجه فعلی به بکار گیری GASB 34 معطوف شده که به میزان کاملاً متفاوت و مشروحتری از گزارشگری مالی نیاز دارد. تأثیر دولت متحد بر گزارشگری طبق بیانیة ۳۴ GASB ممکن است توجه خاصی به کاربران صورت حسابهای مالی و سیاستگذاران داشته باشد.

 

دانلود مقاله انگلیسی و ترجمه فارسی

 

 

من سامان نصیری نویسنده این مقاله هستم.

تاریخ انتشار: 12 سپتامبر 2020
9 بازدید

مطالب مرتبط

دیدگاه ها

مجوزها و نمادها


logo-samandehi

پل های ارتباطی با ما …

تبریز ، بخش مقصودیه ، خیابان ارتش جنوبی، کوچه شهید شهابی ، بن بست باغچه ، پلاک ۸۷ ، طبقه 4
تلفن تماس : 04135421108-09307584802
ایمیل : entofa@gmail.com


Unit4,No87,Baghcheh Alley,South Artesh ST,Azadi ave,MAGHSUDIYEH, Tabriz, Iran
کلیه حقوق این وب سایت محفوظ می باشد . طراحی و توسعه آلسن وب    All rights reserved © 2020 Entofa